%> نیما یوشیج.:. Nima Yooshij

  مقالات  
  آمار  
 روز جاری:  290
 ماه جاری:  4519
 سال جاری:  10976
 از 01/07/87 تا روز جاری:  77488
  منوی اصلی  
خبر ناگهاني و تكان دهنده بود. برايم باور اين حقيقت تلخ مشكل بود. اول هر ماه مي بايد براي مادر معنوي ام، سيمين خانم تلفن مي زدم و حال و احوالپرسي از همديگر و تاخير تماسم، عصباني اش مي كرد و هميشه مي پرسيد: كي تهرون مي آيي؟ و من مي گفتم اگر ضرورت دارد همين حالا حركت كنم و مي گفت كه نه. :تنها دوست دارم ببينمت و من قول اولين فرصت براي ديدار و دست بوسي اش را مي دادم. اوايل اسفند آخرين تماس ما بود و صدايش خسته مي نمود و گويي رمق احوالپرسي نداشت. زني مهربان با قامت مردانه و سرشار از متانت و دانايي كه كمتر مي توان بديلش را يافت. نمونه اش را تنها در خواهر نيما، بهجت الزمان ديده بودم. اولين ديدار با سيمين دانشور به سيزدهم دي ماه سال 1385 برمي گردد. بهانه مصاحبه اي بود در مورد نيما به مناسبت چهل و هفتمين سالگرد خاموشي اش و با لطفي مادرانه درب خانه اش را به رويمان گشود. مصاحبه اي كه در مجله ي گوهران «ويژه ي نيما يوشيج» به چاپ رسيد و بازتاب گسترده اي يافت. بخت، يارم بود كه به فرزندي ام پذيرفت و اجازه داد تا هر بار در كنارش بنشينم و بر دستانش بوسه زنم و اول هر ماه از او احوالپرسي كنم و در مناسبت هاي مختلف جوياي زندگي اش شوم و روز مادر را به او تبريك گويم. فرصتي كه نصيب هر كس نمي شود و بسياري را به حضور نپذيرفت. از اين رهگذر بود كه آرزوي دوستدارانش را براي ديدارش فراهم مي نمودم تا از نزديك حضورش را درك كنند. دانشجوي بزرگوارش دكتر محمود موسوي، باستان شناس برجسته كشور كه پايان نامه اش را در دهه چهل با خانم دانشور گرفته بود، را به خانه اش بردم و عنايتي بيدگلي كه داستان نويسي تيزبين است و خانم الطافي و ديگران. خانه ي جلال حال و هواي غريبي دارد. هنوز مي توان بر روي مبل هاي اتاق پذيرايي اش نشست و حضور جلال آل احمد، نيما يوشيج، امام موسي صدر، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، اخوان ثالث، غلامحسين ساعدي و ديگر شاعران و نويسندگان بزرگ ايران را حس كرد. بيماري و سكته سال 1386 كه مدتي او را در اغماء فرو برد، اگرچه او را ناتوان و كم تحرك كرده بود اما حافظه اش را آسيب فراوان نرساند و عليرغم حركت با واكر، همچنان هوشيار و نكته سنج بود. البته بايد اذعان نمود كه بخش اعظمي از سلامتي و تندرستي اش در سالهاي اخير، مرهون زحمات و مهرباني هاي نديمه ي بزرگوارش بود كه مانند دختري مهربان به تيمار مادر ادبيات ايران مي پرداخت و لحظه اي از او غفلت نمي نمود. سيمين دانشور بسيار منظم و دقيق بود و با مراقبت هاي دوستان پزشكش بيماري مزمن و نگران كننده اي نداشت و تنها كهولت سن بود كه او را ناتوان كرده بود. گرچه فرزندي از او و جلال به يادگار نمانده است ولي مي توان گفت كه تمام نويسندگان و شاعران اين سرزمين از لطف مادرانه اش بهره مند شده اند و آثارش همچنان در برابر چشم نسلهاي آينده دعوت كننده بيداري و هنر ايران خواهد بود. به احترامش برمي خيزم و فقدانش را به تمام نويسندگان و شاعران ايران و جهان تسليت مي گويم و براي روح بلندش آرامشي ابدي آرزو مي كنم. محمد عظيمي – 18 اسفند ماه 1390

عصر پنجشنبه 18 اسفند ماه 1390 بانوي بزرگ رمان و داستان ادبيات معاصر ايران، دكتر سيمين دانشور در نود سالگي درگذشت. هنوز پنج عصر نشده بود كه روحش آماده پرواز شد و بهترين همراه و پرستار سالهاي اخيرش، چشمهاي مهربان او را بست. همسر وفادار جلال آل احمد در سالهاي اخير خانه نشين بود و در جهان تنهايي خويش همچنان به كار ادبي ادامه مي داد. دكتر سيمين دانشور در ارديبهشت ماه سال 1300 شمسي در شيراز متولد شد. پدرش دكتر محمدعلي دانشور و مادرش قمرالسلطنه حكمت، هنرمند نقاش بود. دوره ابتدايي و متوسطه را در مدرسه مهرآئين شيراز گذراند و در سال 1317 در رشته ادبيات دانشگاه تهران پذيرفته شد. اولين مقاله اش را با عنوان «زمستان بي شباهت به زندگي ما نيست» را در روزنامه اي محلي به چاپ رساند و پس از آن شروع به مقاله نويسي و ترجمه در روزنامه هاي معتبر كشور كرد. مجموعه داستان «آتش خاموش» در سال 1327 نام دانشور را به عنوان اولين نويسنده زن در تاريخ ايران به ثبت رساند. در سال 1328 دكتراي ادبيات فارسي را با دفاع از رساله اش با عنوان «علم الجمال و جمال در ادبيات فارسي تا قرن هفتم هجري» به پايان رساند و به تدريس در دانشگاه پرداخت. در همين سال كتاب «سرباز شكلاتي» اثر برنارد شاو را ترجمه و به چاپ رساند. جلال آل احمد در سفري از شيراز به تهران با سيمين دانشور آشنا شد و در سال 1329 زندگي مشترك خود را آغاز نمودند. دو سال تحصيل و مطالعه در رشته زيباشناسي دانشگاه استنفورد آمريكا فرصتي بود تا دو داستان كوتاهش را در مجله ادبي اسپكتاتور به چاپ برساند و عنوان اولين داستان كوتاه از يك زن نويسنده ايراني را در نشريات ادبي آمريكا به نام خود ثبت كند. ترجمه هاي دكتر سيمين دانشور عبارتند از كتابهاي: باغ‌آلبالو، دشمنان و تیفوس‌از آنتوان‌چخوف - بئاتریس از شیلر- رمز موفق‌زیستن اثر دیل‌کارنگی -‌کمدی‌انسانی از ویلیام‌سارویان -‌داغ‌ننگ‌از ناتانیل‌هاتورن -‌همراه‌آفتاب‌با ویراستاری‌مرولد کورلند - بنال‌وطن از آلن‌پیتون‌ - ماه‌عسل‌آفتابی‌، تألیف‌آلبرتو موراویا و دیگران – سرباز شكلاتي از جرج برنارد شاو و ذن بوديسم از سوزوكي از اين نويسنده برجسته كتابهاي «سووشون» «چهل طوطي» كار مشترك با جلال آل احمد «شهري چون بهشت» «به كي سلام كنم؟» «شاهكارهاي فرش ايران» با همكاري خانم دكتر ناي در دو جلد به فارسي و انگليسي «راهنماي صنايع ايران» «غروب جلال» «جزيره سرگرداني» «شناخت و تحسين هنر» «از پرنده هاي مهاجر بپرس» «ساربان سرگردان» «نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد» در 3 جلد و «آتش خاموش» منتشر شده است. سيمين دانشور فعاليت هاي فرهنگي ديگري مانند مدیريت مجله ي نقش و نگار، عضو هیئت دبیران مجّله ي علم و زندگی، عضو هيئت دبیران کتاب ماه کيهان ، مسئول بخش ادبی مجّله ي آرش «آخرین دوره، با همکاری غلامحسین ساعدی» و رياست کانون نویسندگان ایران را در كارنامه ي خود دارد. زندگي با جلال آل احمد، همسايگي، همنشيني و همكلامي با نيما يوشيج و ارتباط نزديك با شاعران و نويسندگان بزرگ ايران، او را به ميراثي معنوي و راوي صادق خاطرات ارزشمند از هنرمندان و نويسندگان سرزمين ما ساخته بود و نسل ادبيات امروز ايران با واسطه و بي واسطه از شاگردان او محسوب مي شوند. روحش شاد و يادش گرامي باد.

13 دي ماه در تقويم شعر ايران مصادف با درگذشت نيما يوشيج، پدر شعر نو و گشاينده ي دريچه اي تازه در نگاه، زبان و بيان شاعرانه ي ادبيات ديرسال ماست. مردي كه عليرغم غوغاهاي تهي و عدم التفات به شعر و حرمت گذاري شايسته به شاعران، همچنان غريب مانده است و آنچنان كه شايسته و بايسته ي زحمات سترگ او بوده، شناسانده نشده است. كودكي كه از كوهستان يوش مازندران بپا خواست و يك تنه آب در خوابگه مورچگان كاروانسراي كهنه ي شعر ايران روانه ساخت و حتي مصرعي در مدح خان و اميري نسرود.

جمعی از شاعران، هنرمندان و هنردوستان مازنی بمناسبت یکصد و چاردهمین زادروز نیما یوشیج در مكان تولد و آرامگاهش، روستاي يوش حضور یافتند در این مراسم که به کوشش آقای "محمد عظیمی" پژوهشگر و نیماشناس مازنی برگزار شد تنی چند از هنرمندان و هنردوستان و دو تن از هم صحبت های نیما که به قول خودشان "نیمادیده" بودند و در دوران جوانی و نوجوانی از برکت حضور نیما فیض برده بودند، حضور داشتند و آقایان "محمد عظیمی" و " عیسا کیانی حاجی" به خوانش اشعار نیما پرداختند. در اين مراسم آقایان "داوودی" و "شکری" به بیان خاطراتی از نیما و همسر و فرزندش پرداختند. جوانان با ذوق بر کیکی از برف شمع 114 سالگی را روشن نمودند که باد به نمایندگی پدر شعر نو ایران بر آن دمید. سپس جوانان حاضر نیز به خوانش شعر نیما پرداختند و بازدید از موزه ی نیما پایان بخش این مراسم بود. لازم به ذکر است که حضور دوست عزیز و مهربان جناب آقای "سعید جمشیدی" و همسرشان که مراقبت از خانه موزه ی نیما رابر عهده دارند و تلاشهای ایشان در جهت پاک کردن برف از حیاط خانه ی نیما قابل ستایش است. (20 آبان 1390 - كاوه كياني)

بمناسبت يكصد و چهاردهمين زادروز تولد نيما يوشيج، پدر شعر نوين ايران سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مازندران با همكاري انجمن دوستداران ميراث فرهنگي هوتو مراسم بزرگداشتي را در روستاي يوش برگزار مي نمايد. در اين مراسم پژوهشگران و شاعران استان مازندران با سخنراني و شعرخواني، به شاعر همولايتي خود اداي احترام خواهند نمود. از تمامي دوستداران و هنرمندان جهت شركت در اين مراسم كه در روز جمعه 20 آبان ماه برگزار مي شود، دعوت بعمل مي آيد. محمد عظيمي – مدير سايت نيما يوشيج (www.nimayooshij.com)

شبكه استاني مازندران «طبرستان» در ساعت 2 عصر روز 14 آبان ماه 1390 فيلمي با نام (نيما يوشيج) را پخش نموده است كه گويا بدون كارشناسي و تنها با توجه به عنوان فيلم به نمايش درآمده است.

دومین همایش ملی نیماشناسی 28 و 29 اردیبهشت در مازندران ، زادگاه نیما یوشیج ، با حضور محققانی از كشورهای پاكستان ، لبنان و تاجیكستان برگزار می‌شود. در این همایش 160 مقاله داخلی و خارجی مورد داوری قرار گرفته است که با انتخاب 80 مقاله و چاپ در کتاب مجموعه مقالات، پذیرای پژوهشگران و دوستداران نیما یوشیج خواهد بود. این همایش در روز چهارشنبه 28 اردیبهشت در دانشگاه مازندران در بابلسر آغاز خواهد شد و در روز 29 با دیداری از یوش به پایان خواهد رسید. دانشگاه مازندران جهت ارج گذاری از پدر شعر نوین ایران، دوستداران نیما را به این همایش دعوت می نماید.

(اشاره: مهندس طاهایی استاندار مازندران در جلسه ای پیرامون همایش نیما و میراث نو با ارزشمند خواندن این اقدام اعلام نمود که جا دارد در تقویم کشور یک روز به نام این شاعر معاصر نامگذاری شود و این موضوع مورد پیگیری قرار خواهد گرفت. همچنین میراث فرهنگی با هماهنگی شهرداری تهران محل زندگی نیما در تهران را شناسایی و در صورت امکان نسبت به ثبت آن اقدام نماید.) حضور گرانقدر جناب آقای مهندس طاهایی، استاندار محترم استان مازندران

در تاریخ 19 دی ماه 1388 مصاحبه ای با فرزند نیما، جناب آقای شراگیم یوشیج در یکی از شبکه های تلویزیونی خارج از کشور انجام شد که حاوی نکات قابل تاملی می باشد. ایشان که سالهاست در آمریکا زندگی می کنند و تنها نشان از حضور ایشان، کتاب های نیما یوشیج می باشد که با افزودن برخی اسناد و اشعار کلاسیک به چاپ می رسد و معمولاً با مقدمه ای پر از شکایت و ادعاهای مختلف همراه می باشد. لذا سایت نیما یوشیج که هدفی جز معرفی و شناساندن این شاعر بزرگ نوپرداز بر اساس اسناد، مدارک و شواهد موجود ندارد، به بررسی بخش های مهم و مرتبط با نیما در این مصاحبه می پردازد.

((اشاره: در پی چاپ مصاحبه شراگیم یوشیج در معیار، همزمان با پاسخ آقای سیروس طاهباز، مطالبی از سوی عزیزان بزرگوار رسید. معیار با این نیت که شاید شیوه ای علمی برای حفظ آثار پدر شعر نو پارسی ممکن شود مقاله ی محقق گرامی، آقای محمد عظیمی را که بی طرفانه تر از دیگران به مساله نگاه کرده است درج می کند. امید است ایشان ما را به خاطر حذف ریز گزارش های آقای طاهباز و فهرست منابع ببخشایند. ))

((آقای سردبیر محترم مجله ی معیار، با سلام و خسته نباشید. در شماره 24 مجله ی خودتان به تاریخ تیر ماه 77 مصاحبه ای را با اقای شراگیم یوشیج چاپ کرده اید که در آن مطالب نادرست و ناروایی در مورد من آمده است که ریشه ای جز حسد و ناسپاسی و انگیزه ای جز سود مالی ندارد. گرچه آنها که این فرزند را مثل من خوب و از دیرباز می شناسند و به کمالات دانش و معرفت و بلوغ فکری او آشنایی دارند، از این اظهار لطف ایشان تعجبی نمی کنند اما شاید باشند کسانی که به حرمت نام بزرگ نیما آنچه را که بر زبان فرزند او می گذرد، بخوانند و اندکی به فکر فرو روند. گرچه از خود نوشتن برایم دل انگیز نیست اما این مطلب را برای آن دسته از خوانندگان احتمالی شما می نویسم و به شما می سپارم تا مطابق قانون مطبوعات آن را عیناً در شماره آینده مجله ی خود درج بفرمائید.))

((نامه شراگیم به دفتر مجله «معیار» رسیده بود که خودش، برای پی گیری قضایی اعمال کسانی که آن ها را مسئول می شناسد به تهران آمد و سری هم به دفتر «معیار» زد و در ملاقاتش با دست اندرکاران ماهنامه، نکاتی شگفتی برانگیز را افشاء کرد. از او خواستیم دردها و گله هایش را بیان کند تا در صفحات معیار ثبت شود. شراگیم چنین کرد و این است ادعانامه او))

نامه به لادبن - 7 حمل 1302 – 28 مارس 1923

بخشی از شعر ( افسانه )

((در وصف بهار و نعت علي(ع))

جعفر کوش آبادی از شاعران پیشکسوت ایران و رهرو نیما بود که به علت ابتلاء به سرطان، در تاریخ دوم بهمن ماه 1388 در سن 68 سالگی درگذشت. کوش آبادی در سال 1320 متولد شد و از شاعران مطرح شعر نو در دهه ی چهل محسوب می شود. از جعفر کوش آبادی كتاب‌هاي «سفر با صداها»، «ساز ديگر»، «اژدهاي سياه»، «چهار شقايق»، «منظومه‌ي كوچك‌خان» و «در آينه» منتشر شده است.

اين همايش با همكاري دانشگاه مازندران و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان به مناسبت پنجاهمين سال درگذشت نيما يوشيج - پدر شعر نو ايران – در نیمه دوم اردیبهشت سال 1389 در دانشگاه مازندران برپا خواهد شد. اين همايش با اهداف معرفي ميراث فرهنگي و ادبي نيما يوشيج، نماياندن جنبه‌هاي چندبعدي فرهنگ ايراني - اسلامي، ايجاد گفتمان فرهنگي متقابل در عرصه‌ مطالعات بومي - جهاني ، شناساندن شاخصه‌هاي ادبي شعر نيما يوشيج و معرفي ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي ميراث بومي و محلي برگزار مي‌شود. همايش «نيما و ميراث نو» شامل محورهاي تاريخ ادبي (زمانه و زندگي نيما، تأثيرپذيري نيما از ادبيات جهان، نيما و ديگران)، نيما ؛ هويت و فرهنگ (آثار نيما و زبان مازندراني ، شعر نيما و ادبيات مازندراني، شعر مازندراني نيما، نيما و هويت ديني ، بومي و جهاني، نيما و جغرافياي طبيعي يوش)، شعر نيما و مكتب‌هاي ادبي، نقد ادبي و نيما، نيما و داستان، نامه‌هاي نيما، و نيما و نثر فارسي است علاقه‌مندان مي‌توانند مقاله‌هاي خود را تا تاريخ 15 اسفندماه 1388 به نشاني دبيرخانه جشنواره واقع در مازندران، بابلسر ، خيابان شهيد بهشتي ، پرديس دانشگاه مازندران، دانشكده علوم انساني و اجتماعي ارسال نمایند

سیزدهم دی ماه، زادروز خاموشی پدر شعر نوین ایران، نیما یوشیج است و به حرمت نام مانای او تنها سکوت می کنیم.

21 آبان سال 1388، نیما یوشیج 112 ساله می شود. کودکی که از کوره راه های تنگ روستای دورافتاده ی یوش به راه افتاد و شعر ایران را خانه تکانی کرد و بر ویرانه های ادبیات ایران، بنایی نوین ساخت.

محمد حقوقي در ارديبهشت‌ماه سال 1316 در اصفهان به دنيا آمد. دوره‌ي ابتدايي و متوسطه را در همين شهر و دروه‌ي دانشجويي را در تهران در رشته‌ي ادبيات فارسي دانشسراي عالي گذراند. نخستين شعرهايش را از سال‌هاي 30 تا 35 در روزنامه‌ها و سالنامه‌هاي محلي در قالب‌هاي كهن و از سال 36 تا 40 در هفته‌نامه‌ي فردوسي و ماهنامه‌ييام نوين در قالب‌هاي چارپاره و نيمايي به چاپ رساند.