منوی اصلی  
محمد حقوقي در ارديبهشت‌ماه سال 1316 در اصفهان به دنيا آمد. دوره‌ي ابتدايي و متوسطه را در همين شهر و دروه‌ي دانشجويي را در تهران در رشته‌ي ادبيات فارسي دانشسراي عالي گذراند. نخستين شعرهايش را از سال‌هاي 30 تا 35 در روزنامه‌ها و سالنامه‌هاي محلي در قالب‌هاي كهن و از سال 36 تا 40 در هفته‌نامه‌ي فردوسي و ماهنامه‌ييام نوين در قالب‌هاي چارپاره و نيمايي به چاپ رساند.

(جاده خالي ست، فسرده است امرود هر چه مي پژمرد از رنجِ دراز.) نيما زندگي را بدرود گفت. و به طريقِ اولي، شعر را. اما به اعتقادِ موافق و مخالف، دفترِ شعرِ فارسي، هرگز نامِ او را بدرود نخواهد كرد. و افتخاري را كه او به شعرِ تُنُك مايه ي معاصر داد، به فراموشي نخواهد سپرد.

مردی که در شب سکوت روزگار خود، بی هیاهو بالید و صبح بیداری را آواز داد. نیما می نویسد:

نامگذاری های تاریخ در معرفی جایگاه و ویژگی های افراد، بی دلیل و از سر اتفاق نبوده و دریافت این سیر روزگار و دغدغه های مشترک آدمی، فرصتی را طلب می نماید تا گمشده های بشر در ظرف زمان خود، مورد مطالعه و کنکاش واقع شود. سیر تحول تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و دهها مضمون دیگر مرتبط با انسان، بیانگر تکامل و تحول آدمی بوده و بر اساس نیازهای اجتماعی شکل می پذیرد. ضرورت سرایش شعر و عرضه ی آن در ادوار مختلف، بحث درازدامنی ست که مجالی فراخ می طلبد تا ناز و نیاز دو سویه را تفسیر نماید. در این فرصت تنها برآنیم تا با تکیه بر نقاط مشترک و همانندی های مضمونی سروده های رودکی و نیما، اشتراک دغدغه ها را بر اساس آثار برجای مانده مشخص نماییم.

21 آبان زادروز یکصد و یازده سالگی نیما یوشیج است و بی شکنظر بر قامت مردي كه خانه اش در انتهاي زمين است و بر گشايش چشم هاي عليل كوشيد و به راه خود رفت، نيازمند كاوشي دقيق و موشكافانه است. به دلايل متفاوت و مختلفي هنوز نتوانسته ايم گرد غريبانه اش را بزدائيم و اندوهناك تر آنكه خود بر اين ادعا پاي فشاريم كه از اهالي قلم و وادي شعريم و از نيما، تنها به شعر و مطالبي تكراري و گاه غلط بسنده مي كنيم. تاريخ تولدش را گم كرده ايم و در كنارِ نامِ خود نهاده اش، از پرانتزي با نام مجعول (علي اسفندياري) استفاده مي كنيم كه در هيچ جاي آثارش حضور ندارد و سلسه چنبان اين اتفاق گم شده است. چندين هزار كتاب را بايد از اين نام سترد و از آناني كه سالها در كنج خلوت تنهايي خود، كاغذپاره هاي پيرمرد را مي گشودند، پرسيد كه بر كدام دليل او را بر نام قبيله اش سنجاق كرده بوديد! کسی که حتي پيش از تاسيس اداره احصائيه، در حوت سال 1299 در دفتر شعر (قصه ي رنگ پريده، خون سرد)، نام نيما نوري (يوشي) را براي خود برگزيده بود.

سند اول: مجله گردون – سال یکم – شماره دهم و یازدهم – 1 اردیبهشت 1370 سند دوم: مجله آدینه – شماره 62 و 63 – مهر 1370 - سند سوم: مجله دنیای سخن – شماره 43 – مرداد/شهریور 1370 –

مانده اسم از عمارت پدرم دی ماه، بهار شعر نوین ایران و یادآورد تولد نیما یوشیج است. او که در 21 آبان ماه 1276 شمسی برابر با 15جمادي الثاني1315ق برابر با11 نوامبر1897م در روستای یوش زاده شد، توانست با سعی و تلاش خود مسیر تکاملی شعر ایران را به سوی شعر متعهد به انسان معاصر و فارغ از قراردادهای سنگ شده هدایت نماید. امسال در حالی به جشن 111 سالگی تولد نیما نزدیک می شویم که امیدوار بودیم پس از سالها قول و بدقولی، موزه نیما در خانه ی پدری اش بازگشایی شود و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری پس از 17 سال به تعهدش عمل نماید.

در این مراسم که به مناسبت اولین سالگرد درگذشت خواهر نیما یوشیج، بهجت الزمان اسفندیاری در عصر روز جمعه 31 خرداد ماه 1387 برگزار شد، هنرمندان کشور از نقاط مختلف آسایشگاه بازدید کرده و به یاد شش سال حضور خواهر نیما در این آسایشگاه، با اهدای گل از سالمندان عیادت کردند.

یک سال از درگذشت بهجت الزمان اسفندیاری، خواهر نیما یوشیج گذشت. او که سالهای پایانی عمر خود را در آسایشگاه خیریه کهریزک گذراند، از شخصیت ویژه ای برخوردار بود. فرزندش طغرل افشار اولین منتقد برجسته سینمای ایران بود که در دریای مازندران غرق شد. خواهر نیما در خرداد ماه سال پیش درگذشت و در کنار نیما به خاک سپرده شد. به همین مناسبت انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو مراسم بزرگداشتی را در آسایشگاه خیریه کهریزک برگزار می نماید. در این مراسم که در روز جمعه 31 خرداد ماه برگزار می شود، هنرمندان با خوانش شعر و اجرای موسیقی برای سالمندان، از زحمات مدیریت این مجموعه سپاسگزاری خواهند نمود.

مردی که تن به خاک داد و روان آگاهش را در بستر فرهنگ جاری ساخت. یادمانش مجالی دیگر است تا بخشی از تلاشش را بازشناسیم و نقش تکاملی اش را ارج نهیم.


سير تكاملي شـعر ايران حاصل تلاش جـــــگرسوز شاعران خـلاقي ست كه بي ادعا و تنها، عصاره ي عاشـقان شده و بــي هياهوي موج اندازان ساحل نشين، توفان بپا كرده و فـردا را سيراب چشمه ي بيداري مي نمايند.


اعتراض انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو از فیلم نیما ساخته نادر کجوری

نقدی بر فیلم نیما یوشیج به نویسندگی و کارگردانی نادر کجوری