| |
آمار |
|
| روز جاری: |
9 |
| ماه جاری: |
1557 |
| سال جاری: |
21585 |
| از 01/07/87 تا روز جاری: |
46732 |
|
|
|
|
|
گزارش اختصاصي مازندنومه از دومین همایش ملی نیماشناسی(بابلسر ويوش)+يادداشت کوتاه شراگيم يوشيج،فرزند نيما.
مازندنومه:
پس از پخش گزارش نخست ما از همايش ملي نيما با عنوان"شهرام ناظري براي نيما مي خواند"، دو کامنت جالب براي ما رسيد؛کامنت نخست يادداشت کوتاهي بود از شراگيم يوشيج-پسر نيما-از واشنگتن آمريکا.
شراگيم با لحني دردمندانه نوشت:"دریغا که اگر این همه تقدیر از مقام بحق نیما می شود، چرا تنها فرزندش آواره ی ولایت غربت است وسر و سامانی ندارد. چرا هیچکس بفکر تنها نسل بلافصل نیما نیست؟ اگر شما یادداشت های نیما را می خوانید که به کوشش من جاپ شده است پس چرا بفکر اثار دیگرش نیستید که دزدیده اند و پاره ئی از ان بدست سازمان اسناد ملی افتاده است؟! هیچ کسی جز من صلاحیت چاپ این اثار را ندارد؛ چنانچه تا کنون مغلوط چاپ شده است//امدادی ای رفیقان بر من."
و کامنت دوم را دوست ديگري از تهران فرستاده بود،بدين مضمون:"مازندنومه گرامي، اين جانب در همايش روز اول از آغاز(البته با بيش از يك ساعت تاخير در شروع برنامه) تا پايان حاضر در جلسات بودم. اين سخنان را جناب استاندار در كجا فرمود؟ سخنان استاندار اين ها نبود كه شما آورديد.آقاي عباس نژاد كجا سخنراني داشتند؟ روز دوم را نمي دانم اما روز همايش رئيس سازمان ميراث فرهنگي خوشبختانه سخنراني نداشت. از مازند نومه بيش از اين انتظار هست كه فقط نقل خبر از منابعي داشته باشد كه چندان اعتمادي به آنها نيست."
توضيح اين که ما آن گزارش را با ذکر منبع از دو خبرگزاري معتبر داخلي(فارس وايلنا)نقل کرديم،راست و دروغش بر گردن راويان! اما به جهت اهميت موضوع همايش،گزارش اختصاصي مازندنومه از همايش ملي نيما در پي آمده است.بخوانيد.
|
|
دومین همایش ملی نیماشناسی 28 و 29 اردیبهشت در مازندران ، زادگاه نیما یوشیج ، با حضور محققانی از كشورهای پاكستان ، لبنان و تاجیكستان برگزار میشود. در این همایش 160 مقاله داخلی و خارجی مورد داوری قرار گرفته است که با انتخاب 80 مقاله و چاپ در کتاب مجموعه مقالات، پذیرای پژوهشگران و دوستداران نیما یوشیج خواهد بود. این همایش در روز چهارشنبه 28 اردیبهشت در دانشگاه مازندران در بابلسر آغاز خواهد شد و در روز 29 با دیداری از یوش به پایان خواهد رسید. دانشگاه مازندران جهت ارج گذاری از پدر شعر نوین ایران، دوستداران نیما را به این همایش دعوت می نماید.
|
|
(اشاره: مهندس طاهایی استاندار مازندران در جلسه ای پیرامون همایش نیما و میراث نو با ارزشمند خواندن این اقدام اعلام نمود که جا دارد در تقویم کشور یک روز به نام این شاعر معاصر نامگذاری شود و این موضوع مورد پیگیری قرار خواهد گرفت. همچنین میراث فرهنگی با هماهنگی شهرداری تهران محل زندگی نیما در تهران را شناسایی و در صورت امکان نسبت به ثبت آن اقدام نماید.)
حضور گرانقدر جناب آقای مهندس طاهایی، استاندار محترم استان مازندران
|
|
در تاریخ 19 دی ماه 1388 مصاحبه ای با فرزند نیما، جناب آقای شراگیم یوشیج در یکی از شبکه های تلویزیونی خارج از کشور انجام شد که حاوی نکات قابل تاملی می باشد. ایشان که سالهاست در آمریکا زندگی می کنند و تنها نشان از حضور ایشان، کتاب های نیما یوشیج می باشد که با افزودن برخی اسناد و اشعار کلاسیک به چاپ می رسد و معمولاً با مقدمه ای پر از شکایت و ادعاهای مختلف همراه می باشد. لذا سایت نیما یوشیج که هدفی جز معرفی و شناساندن این شاعر بزرگ نوپرداز بر اساس اسناد، مدارک و شواهد موجود ندارد، به بررسی بخش های مهم و مرتبط با نیما در این مصاحبه می پردازد.
|
|
((اشاره: در پی چاپ مصاحبه شراگیم یوشیج در معیار، همزمان با پاسخ آقای سیروس طاهباز، مطالبی از سوی عزیزان بزرگوار رسید. معیار با این نیت که شاید شیوه ای علمی برای حفظ آثار پدر شعر نو پارسی ممکن شود مقاله ی محقق گرامی، آقای محمد عظیمی را که بی طرفانه تر از دیگران به مساله نگاه کرده است درج می کند. امید است ایشان ما را به خاطر حذف ریز گزارش های آقای طاهباز و فهرست منابع ببخشایند. ))
|
|
((آقای سردبیر محترم مجله ی معیار، با سلام و خسته نباشید. در شماره 24 مجله ی خودتان به تاریخ تیر ماه 77 مصاحبه ای را با اقای شراگیم یوشیج چاپ کرده اید که در آن مطالب نادرست و ناروایی در مورد من آمده است که ریشه ای جز حسد و ناسپاسی و انگیزه ای جز سود مالی ندارد. گرچه آنها که این فرزند را مثل من خوب و از دیرباز می شناسند و به کمالات دانش و معرفت و بلوغ فکری او آشنایی دارند، از این اظهار لطف ایشان تعجبی نمی کنند اما شاید باشند کسانی که به حرمت نام بزرگ نیما آنچه را که بر زبان فرزند او می گذرد، بخوانند و اندکی به فکر فرو روند. گرچه از خود نوشتن برایم دل انگیز نیست اما این مطلب را برای آن دسته از خوانندگان احتمالی شما می نویسم و به شما می سپارم تا مطابق قانون مطبوعات آن را عیناً در شماره آینده مجله ی خود درج بفرمائید.))
|
|
((نامه شراگیم به دفتر مجله «معیار» رسیده بود که خودش، برای پی گیری قضایی اعمال کسانی که آن ها را مسئول می شناسد به تهران آمد و سری هم به دفتر «معیار» زد و در ملاقاتش با دست اندرکاران ماهنامه، نکاتی شگفتی برانگیز را افشاء کرد. از او خواستیم دردها و گله هایش را بیان کند تا در صفحات معیار ثبت شود. شراگیم چنین کرد و این است ادعانامه او))
|
|
|
نامه به لادبن - 7 حمل 1302 – 28 مارس 1923
|
|
((در وصف بهار و نعت علي(ع))
|
|
جعفر کوش آبادی از شاعران پیشکسوت ایران و رهرو نیما بود که به علت ابتلاء به سرطان، در تاریخ دوم بهمن ماه 1388 در سن 68 سالگی درگذشت. کوش آبادی در سال 1320 متولد شد و از شاعران مطرح شعر نو در دهه ی چهل محسوب می شود. از جعفر کوش آبادی كتابهاي «سفر با صداها»، «ساز ديگر»، «اژدهاي سياه»، «چهار شقايق»، «منظومهي كوچكخان» و «در آينه» منتشر شده است.
|
|
اين همايش با همكاري دانشگاه مازندران و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان به مناسبت پنجاهمين سال درگذشت نيما يوشيج - پدر شعر نو ايران – در نیمه دوم اردیبهشت سال 1389 در دانشگاه مازندران برپا خواهد شد.
اين همايش با اهداف معرفي ميراث فرهنگي و ادبي نيما يوشيج، نماياندن جنبههاي چندبعدي فرهنگ ايراني - اسلامي، ايجاد گفتمان فرهنگي متقابل در عرصه مطالعات بومي - جهاني ، شناساندن شاخصههاي ادبي شعر نيما يوشيج و معرفي ظرفيتها و قابليتهاي ميراث بومي و محلي برگزار ميشود.
همايش «نيما و ميراث نو» شامل محورهاي تاريخ ادبي (زمانه و زندگي نيما، تأثيرپذيري نيما از ادبيات جهان، نيما و ديگران)، نيما ؛ هويت و فرهنگ (آثار نيما و زبان مازندراني ، شعر نيما و ادبيات مازندراني، شعر مازندراني نيما، نيما و هويت ديني ، بومي و جهاني، نيما و جغرافياي طبيعي يوش)، شعر نيما و مكتبهاي ادبي، نقد ادبي و نيما، نيما و داستان، نامههاي نيما، و نيما و نثر فارسي است
علاقهمندان ميتوانند مقالههاي خود را تا تاريخ 15 اسفندماه 1388 به نشاني دبيرخانه جشنواره واقع در مازندران، بابلسر ، خيابان شهيد بهشتي ، پرديس دانشگاه مازندران، دانشكده علوم انساني و اجتماعي ارسال نمایند
|
|
سیزدهم دی ماه، زادروز خاموشی پدر شعر نوین ایران، نیما یوشیج است و به حرمت نام مانای او تنها سکوت می کنیم.
|
|
21 آبان سال 1388، نیما یوشیج 112 ساله می شود. کودکی که از کوره راه های تنگ روستای دورافتاده ی یوش به راه افتاد و شعر ایران را خانه تکانی کرد و بر ویرانه های ادبیات ایران، بنایی نوین ساخت.
|
|
محمد حقوقي در ارديبهشتماه سال 1316 در اصفهان به دنيا آمد. دورهي ابتدايي و متوسطه را در همين شهر و دروهي دانشجويي را در تهران در رشتهي ادبيات فارسي دانشسراي عالي گذراند.
نخستين شعرهايش را از سالهاي 30 تا 35 در روزنامهها و سالنامههاي محلي در قالبهاي كهن و از سال 36 تا 40 در هفتهنامهي فردوسي و ماهنامهييام نوين در قالبهاي چارپاره و نيمايي به چاپ رساند.
|
|
(جاده خالي ست، فسرده است امرود
هر چه مي پژمرد از رنجِ دراز.)
نيما زندگي را بدرود گفت. و به طريقِ اولي، شعر را. اما به اعتقادِ موافق و مخالف، دفترِ شعرِ فارسي، هرگز نامِ او را بدرود نخواهد كرد. و افتخاري را كه او به شعرِ تُنُك مايه ي معاصر داد، به فراموشي نخواهد سپرد.
|
|
مردی که در شب سکوت روزگار خود، بی هیاهو بالید و صبح بیداری را آواز داد. نیما می نویسد:
|
|
نامگذاری های تاریخ در معرفی جایگاه و ویژگی های افراد، بی دلیل و از سر اتفاق نبوده و دریافت این سیر روزگار و دغدغه های مشترک آدمی، فرصتی را طلب می نماید تا گمشده های بشر در ظرف زمان خود، مورد مطالعه و کنکاش واقع شود. سیر تحول تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و دهها مضمون دیگر مرتبط با انسان، بیانگر تکامل و تحول آدمی بوده و بر اساس نیازهای اجتماعی شکل می پذیرد. ضرورت سرایش شعر و عرضه ی آن در ادوار مختلف، بحث درازدامنی ست که مجالی فراخ می طلبد تا ناز و نیاز دو سویه را تفسیر نماید.
در این فرصت تنها برآنیم تا با تکیه بر نقاط مشترک و همانندی های مضمونی سروده های رودکی و نیما، اشتراک دغدغه ها را بر اساس آثار برجای مانده مشخص نماییم.
|
|
21 آبان زادروز یکصد و یازده سالگی نیما یوشیج است و بی شکنظر بر قامت مردي كه خانه اش در انتهاي زمين است و بر گشايش چشم هاي عليل كوشيد و به راه خود رفت، نيازمند كاوشي دقيق و موشكافانه است. به دلايل متفاوت و مختلفي هنوز نتوانسته ايم گرد غريبانه اش را بزدائيم و اندوهناك تر آنكه خود بر اين ادعا پاي فشاريم كه از اهالي قلم و وادي شعريم و از نيما، تنها به شعر و مطالبي تكراري و گاه غلط بسنده مي كنيم. تاريخ تولدش را گم كرده ايم و در كنارِ نامِ خود نهاده اش، از پرانتزي با نام مجعول (علي اسفندياري) استفاده مي كنيم كه در هيچ جاي آثارش حضور ندارد و سلسه چنبان اين اتفاق گم شده است. چندين هزار كتاب را بايد از اين نام سترد و از آناني كه سالها در كنج خلوت تنهايي خود، كاغذپاره هاي پيرمرد را مي گشودند، پرسيد كه بر كدام دليل او را بر نام قبيله اش سنجاق كرده بوديد! کسی که حتي پيش از تاسيس اداره احصائيه، در حوت سال 1299 در دفتر شعر (قصه ي رنگ پريده، خون سرد)، نام نيما نوري (يوشي) را براي خود برگزيده بود.
|
|
|
سند اول: مجله گردون – سال یکم – شماره دهم و یازدهم – 1 اردیبهشت 1370
سند دوم: مجله آدینه – شماره 62 و 63 – مهر 1370 -
سند سوم: مجله دنیای سخن – شماره 43 – مرداد/شهریور 1370 –
|
|
|
|
|